صدایم کن تا ببالم من در سحرگاهان با سپیداران
از ان سوی خورشید از ان سمت دریا صدایم کن
تو لبخند صبحی پس از شام یلدا از این تیرگیها رهایم کن
سکوت صبح شقایقها را در این ویرانی تو می دانی
غم پنهان نگاه ما را در این حیرانی تومی دانی
تو می دانی

تا شقایق هست . . .

+ نوشته شده توسط H در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت
6:47 |

